خرید بک لینک
االان یه عصر پاییزیه..یه عصر آبانی...اومدم دانشکده...هفت سال پیشو دارم تصور میکنم. .وای چقدررر زود گذشت..چقدرر دلم گرفته...خیلی دلم واسه اینحا تنگ میشه... روزای اولی که اومدم اینجا حتی نمیتونستم اونایی که دارن فارغ التحصیل میشنو تصور کنم..حس میکردم خییییلی مونده تا به اونا برسم...نمیدونستم خیییلی زود قراره به اون نقطه ای که اونا هستن برسم من دانشگاه تهرانو دوس دارم ..نه بخاطر اینکه از نظر همه بهترین دانشگاس ..بخاطر تموم غم و شادیایی که باش تحربه کردم...اینجا مث خونه منه... امیدوارم رزیدنتی همینجا قبول شم + نوشته شده در شنبه ششم آبان ۱۳۹۶ساعت 16:45 توسط ¡(]@#$ r(] |

برچسب: نویسنده: سپیده حیدریان تاريخ: پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت: 23:50

صفحه بندی